****مطالب جدید در آخر همه پست ها قرار می گیرد****
دوست دارید زندگی می کنید یا نه؟ یا نه؟
رو مورد سرزنش قرار می دین؟ «اغلب مردم بیشتر عمشان را در یک ناامیدی خاموش سپری می کنند» Thoreall,henry david هیچ می دونید: *بخش عمده ای از مشکلات انسان ریشه در «روش ها» «عادت ها » و «الگوهای ذهنی» او دارد.* این جمله یعنی اینکه همه اون رنج ها و محرومیت هایی که در طول زندگی به دوش می کشیم ریشه در ماهیت زندگی نداره بلکه بخش عمده اون حاصل راه و روش ماست پس: آغوش کشیدن و بوسیدن فرزندانشون احساس عجز می کردند. همسرانشون چنین مهر ومحبتی را احساس نکردند و به تدریج روابطشون به سردی گراییده. کردند،اما بچه هاشون از درد بی کسی ، احساس تنهایی و بی پناهی به شدت رنج می برن. آیا می دانید: ****زندگی به شما نیاز دارد.**** «آن کس که دیگران را می شناسد خردمند است و آن کس که خود را می شناسد دل آگاه است.» لائوتزه «این قانون زندگی است که اگر خودمان را بپذیریم ،پذیرش دیگران نیز برای ما آسان می شود» Barrow,iris پس اولین پله ی پیشرفت شناخت خود و دوست داشتن خویشتن است ( که این اصل هنگامی نقض میشه که ما خودمون رو با دیگران مقایسه می کنیم.) همیشه این جمله رو به یاد داشته باشید که «شما حق دارید که کامل نباشید» ( پس نتیجه می گیریم که مقایسه نه تنها هیچ کمکی به ما نمی کنه بلکه باعث تضعیف روحیه ما هم میشه) «به تعبیر دانشمند عبری به نام«Hillel»اگر شما به فکر خودتان نباشید انتظار دارید چه کسی به فکر شما باشد؟» تا به حال به این نکته قابل تامل فکر کردید: اگر دوستی اشتباه کنه به او دلداری می دهید ولی در مقابل اشتباهات خودتان سخت گیرید (چرا این مهربونی رو نثار خودتون نمی کنید) Russianoff:«وقتی با حس تفاهم و بخشندگی با خود رفتار می کنیداحساس می کنید مرهمی روی زخم سما گذاشته شده است اما وقتی با خودتان خشن هستید و خود را تحقیر می کنید مثل خوره از درون خودتان را می خورید مثل اینکه روی آتشی نفت پاشیده باشید و در حالی که با کمی ملایمت و مهربانی و با نشان دادن خونسردی می توانید آتش درون را خاموش سازید.» *البته این شیوه به این معنی نیست که شما اشتباهاتتون را نادیده گرفتید بلکه نشون می ده که به توانایی های خود ارج نهاده و نسبت به نقاط قوت خود آگاهید. راتجربه کنیم تنها کسی که همیشه با ماست و ما می تونیم روی او حساب کنیم خودمون هستیم بنابراین عاقلانه است: * از خودمان برای خودمان دشمن نسازیم.* روزهایی که نمره عالی می گرفته بپذیرید؟ می تونید این رو به حساب ارزش واقعی اون نذارید؟ همانگونه که دوست داریم دیگران مارا همانگونه که هستیم بپذیرند و برایمان ارزش قائل شوند متقابلا دیگران هم مایلند که آنها را همانگونه که هستند قبول کنیم و برایشان احترام قائل شویم. (قبول داشتن به این معنی که ما فرد متقابل رو بدون قید و شرط بپذیریم و از داوری درباره اینکه کیه؟ و دنیا رو چه جوری می بینه؟ دوری کنیم.) مثلا اگر بعضی از نوجوونا در مواردی با ما اختلاف نظر دارن ،با کسایی معاشرت می کنن که مورد تایید ما نیست،لباس هایی می پوشن که در تضاد با سلیقه ماست و... چاره اون طرد کردن و سرکوب احساساتشان نیست بلکه در اولین گام باید اونا رو بپذیریم همون طوری که هستن و باید به احساساتشون توجه کنیم و باید احساساتشون رو درک کنیم زیرا به تعبیرJUNG«تاچیزی را نپذیریم قادر به تغییر آن نیستیم» اغلب چون می خواهیم عشق و علاقه خود رو تحت شرایطی عرضه کنیم نا خواسته بدترین ظلم ها رو نسبت به نزدیکان خود روا می سازیم لطفا به موارد زیر توجه کنید: «تو رو دوست دارم اگه نمره 20 بیاری »،«اگه ساعت 10بخوابی بابات میشم»،و یا بعضی از همسران این شرط ها رو مطرح می کنند«اگه مطابق میل من عمل کنی قبولت دارم»در چنین شرایطی فرد ممکنه به خودش بگه ای کاش یک نفر پیدا میشد که منو بدون قید و شرط دوست می داشت. Buscaglia,Leoدر کتاب «زندگی با عشق چه زیباست» می نویسد: «اگر هرکدام از ما در دنیا فقط یک نفر را داشت که می توانست به هنگام غم و دلتنگی صمیمانه و بدون احساس خجالت به او پناه ببرد و درد دل کند و آن یک نفر با درک همدلانه و بدون قضاوت به حرف هایش گوش می داد، هیچکس به ناراحتی روانی مبتلا نمی شد» یا به تعبیر هنرمندانهSchutspolis,Susan: «یک نفر که باهم سخن بگوییم با هم آواز بخوانیم با هم بخندیم و بگرییم با هم بیاندیشیم با هم درک کنیم یک نفر که با هم دوست داشته باشیم» به نظر می رسه که پذیرش بدون قید و شرط، راه پیوند های صادقانه رو هموار می سازه وقتی انسانی احساس کنه که اون رو همانگونه که هست می پذیرن ، احساس نزدیکی،ایمنی و اعتماد می کنه و در نتیجه بعد از آن مایل نیست که با نقاب های فریبنده ظاهر شه در چنین شرایطی گرایش اون به یک رنگی ، صداقت ،شفقت ،و رشد بیشتر میشه . اساسا انسان هر چه قدر بیشتر پذیرفته و درک بشه فرصت و تمایل بیشتری پیدا می کنه تا نقاب های دروغین رو دور انداخته و در جهت رشد و هماهنگی حرکت کنه. لازمه در فهم و به کار گیری اصل پذیرش بدون قید و شرط دقت بشه.زیرا که منظور از این اصل این نیست که ما رفتار غیر قابل قبول دیگران رو بپذیریم بلکه بدین معنا است که تلاش کنیم دنیا رو از دریچه چشم اونا ببینیم ، صداشون رو به درستی بشنویم و موقعیت دیگران رو همانگونه که هست درک کنیم. تنها از این طریقه که پیشنهادات و رهنمود های ما مورد پذیرش قرار می گیرد. بنابراین اگر پذیرش و درک درستی از یکدیگر داشته باشیم می توانیم یاور متقابل یکدیگر باشیم. دوستت می دارم اما نمی توانی مرا دربند کنی همچنان که آبشار نتوانست همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند پس مرا دوست بدار آن چنان که هستم و در به بند کشیدن روح و نگاه من کوشش مکن. ... مرا بپذیر بسان آبشارها ،دریاچه ها و بدان که چگونه راهم را به سوی پذیرش بی نهایت، می یابم. Samman,Ghadeh بالعکس از دسته انسان هایی هستید که از کار و زندگیشون احساس خوبی ندارن؟ یکی از مهمترین نیاز های انسان اینه که شاهد تحقق رویا ها و آرزوهای خود باشه. شکست های پی در پی در راه رسیدن به خواسته ها غالبا آثار روانی نامطلوبی نظیر ناامیدی ، نفرت ، افسردگی، پرخاشگری و بد بینی داره. دقت در زندگی آدما و همچنین مطالعات علمی نشون داده که متاسفانه تعداد کمی از آدما موفق میشن تا به آرزوهای خود برسند. (این یعنی اینکه افرادی که به زندگی روزمره شون عشق می ورزند و نیز از کارشون احساس رضایت می کنند بسیار محدودند.) Fruid,Sigmondانسان سالم را کسی می داند که بتواند هم خوب کار کند هم خوب عشق بورزد. توجه و علاقه مندی ما به یکدیگر باعث می شه تا بهتر و زیباتر زندگی کنیم. مهر ما به دیگران و عشق دیگران به ما شرایطی رو فراهم می کنه که حتی در سخت ترین موقعیت ها بتونیم به زندگی خود ادامه بدیم. پژوهش های روانشناختی نشون دادن که کسانی که عشق و امید در سر دارن می تونن موقعیت ها و مراحل سخت و بحرانی زندگی رو راحت تر و بهتر پشت سر بگذارن.بالعکس آنهایی که عشق و امیدی در سر نداشتند در زیر فشار شرایط متلاشی می شدن. Frank,Victor روانشناس و نظریه پرداز معنا در مانی تاکید می کنه که : «رستگاری انسان تنها از طریق عشق ،باز هم عشق میسر است.» به نظر می رسه اگه مهر و عشق نبود ما هر صبح به امید آن چشم به روشنایی خوشید نمی گشودیم.خداوند بذر مهر و عشق رو در فطرت همه ما به ودیعه گذاشته تا بتونیم از طریق اون به هم مهر ورزی کنیم و نیز در مقابل نا ملایمات و مشکلات ایستادگی نماییم و به زندگی خویش معنا بخشیم. کار هم مانند عشق می تونه زندگی ما رو ارزشمند کنه. کار بر جنبه های گوناگون زندگی ما اثر می گذاره. اگه از کار خود راضی باشیم و از اون احساس خوبی داشته باشیم ، کیفیت زندگی مون بهتر و غنی تر می شه. اگه شغلمون رو دوست نداشته باشیم و ساعات کار رو با ناراحتی پشت سر بگذاریم ، بر روابط ما با دیگران اثر خواهد گذاشت . بر مبنای نکات فوق ، کار و عشق مهمترین اجزا زندگی ما هستند . برقراری موازنه بین کار و روابط مهر انگیز می تونه به نشاط و شادمانی ما منجر بشه بالعکس فقدان تعادل به از هم پاشیدگی منتهی می شه. متاسفانه بسیاری از مردم این تعادل رو از بین می برند . بعضی ها آنچنان غرق در کارهایی می شن که گویا فراموش می کنن کسان دیگری در زیر سقفی چشم براه اونا هستن.پیش از آنکه این زندگی رو وداع بگیم.صمیمانه آرزو می کنم همه ما با همسر، فرزندان ، خویشاوندان ، دوستان و مردم رفتار محبت آمیزتری داشته باشیم.می تونیم از فرصت های باقی مانده زندگی ،بهتر از فرصت های از دست رفته استفاده کنیم.می تونیم از شتاب زندگی بکاهیم و با آهنگ آرام تری گام بر داریم . به تعبیرDunn,David«در حالی که با شتاب کارهای روزانه را انجام می دهید، توقف کنید . فرصتی بیابید تا ادای احترام کنید . به امید ها ، غم ها و مشکلات دیگران گوش کنید .وقتی به سرعت در حال حرکت هستید، نمی توانید گلهای سرخ باغچه را ببویید. باید توقف کنید تا آنها را ببویید.برای لذت بردن از زندگی هم توقف کنید.» بنابراین چندان مهم نیست چند سال عمر می کنیم بلکه مهم این است که با فرصتی که در اختیار داریم چه می کنیم بسیار مهمه تا هر زمان زنده ایم از زندگیمون لذت ببریم و با دیگران ارتباط خوبی داشته باشیم و نیز کاری کنیم تا وقتی این دنیا رو وداع می گیم ، اثر نیکی در زندگی بازماندگان بگذاریم. مولای متقیان ، حضرت علی (ع) می فرمایند :«با مردم چنان بیامیزید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند.» «بعد از وفات ، تربت ما در زمین مجوی در سینه های مردم عارف مزار ماست» مولوی
هایی زندگی می کنیم . خود ،دیگران و زندگیمون رو چگونه می بینیم؟ متوقف کرده و انگیزه فعالیت رو در ما سرکوب می کنه؟ اغلب روانشناسان عقیده دارن که نگرش ما نه فقط بر احساسات ما ، بلکه تقریبا بر تمام ابعاد زندگی ما اثر می ذاره. نگرش ما می تونه بر سلامتی ، روابط ، روحیه ، شغل ، تربیت فرزندان، ازدواج و موفقیت ما تاثیر بذاره. بسیاری از مردم بخش قابل توجه از عمرشون رو به صورت تمام و کمال زندگی نمی کنن. (می دونید چرا؟ یکی از مهمترین دلایل اینه که چشم انداز بدبینانه اونا مانع از اون میشه که از موهبت های زندگی لذت ببرن.) خیلی ها رو میبینیم که با داشتن امکانات خوب،متاسفانه لذت چندانی از زندگی نمی برن و غالبا ناراضی و ناخشنودند. بعضی ها می گویند: «خداوند ما رو برای رنج بردن آفریده». غافل از اینکه یکی از عوامل اصلی رنجهای ما ناشی از چنین برداشتی است. با این نگرش بعید به نظر می رسه که بتونیم از موهبت های زندگی استفاده کنیم و به کسانی که در کنار ما زندگی می کنن روحیه ی بهتری ببخشیم. البته ما بدون امکانات اولیه نمی تونیم از زندگی استفاده کنیم. اعتقاد راسخ دارم که فقر انسان رو به تباهی می کشونه. و هرگز قابل توجیه نیست. حضرت علی (ع) می فرمایند: «تنگ دستی بزرگترین مرگ است.» از طرفی دیگر ما برای معنا بخشیدن به زندگی و استفاده بهینه از مواهب آن به چیزی بیش از امکانات مادی و عوامل بیرونی نیازمندیم. ما نیز به معنویتی عالمانه و نگاهی خلاق و سالم نیاز داریم که میل به زندگی رو حتی در سخت ترین شرایط حفظ کنه.مطالعات علمی نشون می ده که نگرش منفی پایدار ، پیش درآمد افسردگی و احساس نا امیدی است. Seligman,Martnکه بیش از بیست سال از زندگی خود رو صرف یکصد آزمایش روی پانزده هزار نفر کرده می گوید:«تعبیر ناامیدانه از یک عملکرد و اتفاق ، به یک ناامیدی و افسردگی می انجامد.» سایر پژوهشگران روانشناختی هم به نوعی به این مهم توجه زیادی داشتند. Friedman.M و Rosenman.Rمی نویسند که :«اگر می خواهید زندگی شما زیبا باشد، اول باید روزهایی زیبا داشته باشید» چگونه می شود روزهایی زیبا داشت؟Friedman.M وRosenman.R می گویند: «برای داشتن روز هایی زیبا باید افکارتان متوجه زیبایی های زندگی باشد.» به نظر می رسه نوع نگاه ما در چگونگی زندگی ما اثر می ذاره و هر اندیشه خوبی که در ذهن ما جاری می شه ،بر سرنوشت ما اثر می ذاره. نگاه توست که رنگ دگر دهد به جهان اگر که دل بسپاری به مهر ورزیدن اگر که خو نکند دیده ات به بد دیدن فریدون مشیری البته منظور من از نگرش مثبت، خوش بینی ساده لوحانه و بی پایه نیست. اگر ما چشمهایمان را به روی واقعیت های موجود ببندیم و از کنار گرسنگی ، فقر ، خشونت،محرومیت های اجتماعی و درد و رنج های بشری بی تفاوت بگذریم، علیه زندگی دست به کار شدیم. منظور من از نگرش های مثبت و سالم اینه که به خود و دیگران این نوید رو بدیم که می تونیم به وضعیت بهتری دست یابیم.می تونیم از دوست نداشتنی ها چیزی دوست داشتنی خلق کنیم.با خلاقیتی بالقوه که در وجود ما به ودیعه گذاشته شده، می تونیم به وضعیت بهتری دست یابیم و دنیا را برای همگان محیط امن تری سازیم. مهمترین مهارتی که انسان در طول عمرش کسب می کنه ، شیوه برخورد با دیگرانه. Tracy,Brian:«در نتیجه مصاحبه هایی که با مردم شده است ، آشکار گردیده است که 85 در صد کل رضایت و لذت خاطری که ما به عنوان انسان کسب می کنیم از توانایی ما در سازش با دیگران ناشی می شود و فقط 15 در صد آن را می توان به سایر منابع ، از جمله "موفقیت های کسب شده " نسبت داد.» بنابر این اگه بیاموزیم روابط خوبی با دیگران برقرار کنیم از زندگیمون لذت بیشتری می بریم و احساس رضایت خاطر افزونتری می کنیم. از مرد خردمندی پرسیدند چه چیزی رو از همه بیشتر دوست داری؟ پاسخ داد :«این حقیقت را که می توانم با اشخاص گفتگو کنم و با آنها ارتباط برقرار سازم . از اینکه میتوانم عشق خدا داد را به دیگران منتقل کنم لذت می برم . من اشخاص را به همین شکل که هستن دوست دارم.» برای اینکه بتونیم دیگران رو به خوبی دوست بداریم و از معاشرت با آنها لذت ببریم ابتدا باید خودمون رو پذیرفته با شیم و دوست بداریم . تحقیقات نشان می دن تا زمانی که انسان نتونه به خودش کمک کنه نمی تونه به دیگران یاری بده . شخصی که دائما از خود عیب جویی می کنه بسیار بعید به نظر می رسه که بتونه از دیگران حسن جویی بکنه و نیز دوستشون داشته باشه . هر کس چیزی رو که در درون خود داره به دیگری می بخشه . هیچ کس نمی تونه چیزی رو که نداره به دیگری پیشکش کنه . Cnnfield,Jack:«زنی فرزانه که در کوهها مسافرت می کرد روزی از روز ها در رود خانه ای تکه سنگی یافت. وی روز بعد با مسافر دیگری برخورد کرد که گرسنه بود. زن فرزانه سفره اش را باز کرد با هم غذا خوردند. مسافر گرسنه سنگ گرانبهایی را در سفره زن فرزانه دید. از آن بسیار تعریف و تمجید کرد و از زن فرزانه خواست که آن را به او بدهد . زن فرزانه بدون تامل در خواست او را پذیرفت و سنگ را به او داد. مسافر، در حالی که از یاری بخت ، غرق در شادمانی بود ، به را افتاد. او می دانست که آن گوهر چنان ارزشی دارد که می تواند تا آخر عمر زنگی خود را تامین کند. ولی او چند روز بعد برگشت و به جستجوی زن فرزانه پرداخت. وقتی او را یافت سنگ قیمتی را پس داد و گفت : فکرم را کردم. می دانم این سنگ چقدر گرانبها است ولی من آنرا به تو بر می گردانم به امید آنکه تو چیزی گرانبها تر به من بدهی. اگر می توانی آن چیزی را به من بده که در درونت وجود دارد و تو را قادر ساخت که آن سنگ را به من ببخشی.» به نظر می رسه که حکایت های فوق روشنگر این واقعیته که رفتار بیرونی ما بازتاب قابلیت ها و توانایی های درونی ماست . در واقع مهترین کاری که می تونیم در جهت بهبود روابط خود با دیگران انجام دهیم اینه که ابتدا قابلیت های درونی خود رو به درستی بشناسیم ، بعد بپذیریم و سپس خود رو نثار دیگران کنیم . به عبارت دیگر ابتدا خود رو می پذیریم ، دوم انرژی خود رو صرف خویشتن می سازیم و در مرحله سوم خود رو نثار دیگران می کنیم. درخت با جنگل سخن می گوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو سخن می گویم *** نامت را به من بگو دستت را به من ده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده *** من ریشه های ترا در یافتم با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام و دست هایت با دستان من آشناست احمد شاملو
آیا تا به حال به زندگی فکر کردید؟
یا مثلا به این فکر کردید که آیا شما اون طوری که
یا آیا اصلا شما زندگی می کنید؟
یازندگی چه رنگیه؟آبی ؟سبز؟قرمز؟صورتی؟...
یا مثلا چرا باید زندگی کنیم؟
یااصلا به این فکر کردید که زندگی ارزش زیستن داره

آیا نسبت به خودتون نگرشی مثبت دارین؟
تا چه اندازه خودتون رو پذیرفتین و برای خودتون ارزش قائلین؟
وقتی اشتباه می کنید با انعطاف با خودتون برخورد می کنید یا اینکه خودتون
من آدمایی رو دیدم که درد چشیدن یک شاخه گل رو احساس کردند اما از به
من مردای زیادی را دیدم که از صمیم قلب همسرانشون رو دوست داشتند اما
من پدران و مادرانی را دیدم که بیشتر عمرشون رو صرف خدمت به فرزندانشون
نتیجه:تا زمانی که نتونیم از با خود بودن لذت ببریم هرگز نمی تونیم آرامش 

آیا می توانید پذیرش فرد را از پذیرش رفتار او جدا کنید؟
به عنوان مثال اگه فرزندتون یه روز نمره 16 بیاره آیا می تونید اون رو مانند
تا چه اندازه به دیگران اجازه می دید خودشون باشن؟
آیا دیگرا در حضور شما نسبت به خودشان احساس خوبی دارن؟
نتیجه:

آیا شما به راحتی با دیگران ارتباط برقرار می کنید؟
یا اصلا آیا شما از شغلتون و زندگیتون احساس رضایت دارین؟
آیا شما می تونید بین کار و عشق رابطه ی متعادلی برقرار کنید؟
آیا شما از اون دسته انسان های هستید که به آرزو هاشون رسیدن؟یا
نتیجه:

ما برای بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی ، نیاز داریم که بدونیم با چه نگرش
آیا نگرش های فعلی ما موجب رشد و فعالیت ما می شه؟و یا رشد ما رو 


| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
تبلیغات









